پرگل خانم
نوشته هایی برای خودم و مادرم  
قالب وبلاگ

ساقیا؛ ساقیا؛ زده ام باده نابی که مپرس

جامی زده ام از چشم مهربان تو / سرخوش بردم خانه به خانه کوه به کوه

هر دم ز چشمانش، جرعه ای از جان جهان / ریزد به گل من، روشنتر از عالم جان

ساقی چشمان او، پیمانه عشق، ریزد به جام جانم

حرفی دارد، رمزی گوید، شیدا کند ما را، یارا؛ یارا

ساقی جامی دگر، آتش زان شعله ور

به یک نظر، به یک نظر، ما را ز دست ما ببر

امروز همکار و دوست عزیزم که خیلی خانم مهربان و دوست داشتنی ایه منو با فیلم دلشدگان آقای حاتمی آشنا کرد و آهنگ های فیلم و به من داد. چه لذتی بردم از این آهنگ زیبا با صدای استاد ...

هر دم ز چشمانش، جرعه اي از جان جهان ريزد به دل من ....

ساقي چشمان او پيمانه پيمانه عشق ريزد به ....

حرفي دارد، رمزي گويد، شيدا كند ما را ...

ما را ز دست ما ببر...

بعد از يه كلاس شناي لذت بخش و خوردن ليواني چايي در كنار اين خانم مهربان و با احساس شنيدن اين آهنگ با ياد عشقم چه لذتي دارد....

فاصله ام با عشقم كوتاه و كوتاه شد و ...

 

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 19:33 ] [ پرگل ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب
ایران رمان